close
دانلود آهنگ جدید
حیات وحش - 5

پیغام مدیر سایت

مطالب مهم سایتحیات وحش _جان گوزن زرد ایرانی در جزیره اشک در خطر است!_ _برترین روش گرفتن موش!_ _لوگوی جدید سایت_ _نقشه و اطلاعات مناطق چهارگانه حیات وحش ایران_ _تصویری نادر از شکار یوزپلنگ در ایران_ باتشکر مدیریت سایت

مدیریت سایت , ت برای ثبت نام در سایت کلیک کنید http://www.bazi.pro/upload2/uploads/13798399811.png







خوکچه هندی

خوکچه هِندی جانوری است که انگلیسی‌ها آن را خوک گینه (Guinea pig) می‌نامند. اما این حیوان نه به خوکها ربطی دارد نه به هندوستان نه حتی به گینه؛ بلکه این حیوان جونده‌ای خون گرم است که از خویشاوندان خرگوش به‌شمار می‌آید.

خوکچه هندی بومی آمریکای جنوبی است و بسیار پیش‌تر از آنکه اسپانیایی‌ها به آمریکا قدم بگذارند اینکاها این حیوان را دست‌آموز کرده بودند و حتی از گوشت آن خوراکی تهیه می‌کردند و در مراسم مذهبی و طب سنتی از آن استفاده می‌کردند. پس از کشف قاره آمریکا این جانور در قرن ۱۶ به اروپا نیز راه یافت و حتی در اروپا نیز آن را می‌خوردند. در حال حاضر تنها اهالی کشور پرو از آن تغذیه می‌کنند.

شکل ظاهری[ویرایش]

خوکچه هندی جونده بزرگی است. وزنش بین ۷۰۰ گرم تا ۱٫۲۰۰ گرم متغیر است و ۲۰ تا ۲۵ سانتیمتر درازا دارد. دم ندارد و گوشهای برهنه و گرد و کوچکی دارد. در پاهای پیشین آن چهار انگشت و در پاهای عقبی آن سه انگشت وجود دارد و از سر هر یک از انگشتان نیز چنگال پهنی برآمده‌است. معمولاً به طور میانگین چهار تا پنج سال عمر می‌کنند اما در شرایط خوب تا ۸ سال هم عمر کرده‌اند. طول عمر یک خوکچه هندی که در کتاب رکوردها ثبت شده‌است ۱۴ سال و ۱۰ ماه و ۲ هفته بوده‌است.

عادات[ویرایش]

خوکچه هندی

در طبیعت دیگر این حیوان وجود ندارد و فقط چند نوع دیگر آن هنوز وجود دارند. در اسارت حیوانی آرام می‌باشد. در طبیعت خوکچه‌های هندی در گروههایی متشکل از چند ماده و یک نر جوان زندگی می‌کنند و مادامی که برای خود لانه‌ای حفر نکرده باشند در لانه دیگر حیوانات زندگی می‌کنند و هنگام تاریک روشن هوا برای تغذیه از لانه خارج می‌شود. این حیوانات حافظه خوبی دارند و جای غذاها را به خوبی به یاد می‌آورند. آنها نمی‌توانند از جایی بالا بروند و فقط می‌توانند از موانع کوتاه بپرند. همچنین آنها خیلی فرز نیستند. خوکچه هندی به سرعت می‌ترسد و از جای خود فرار می‌کند. نرها با یکدیگر خصمانه رفتار می‌کنند و گوشهای همدیگر را گاز می‌گیرند و در برابر هم موهایشان را پف می‌دهند و جیغ می‌زنند. وقتی تحریک و عصبانی شوند پیاپی به هوا می‌پرند. همچنین خوکچه هندی شناگر ماهری است. حس بینایی در آنها بسیار ضعیف است اما حواس دیگر مانند بساوایی و بویایی بسیار پیشرفته‌است. همچنین آنها با اصواتی به صورت بسیار ابتدایی با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند.

مانند بیشتر جونده‌ها این حیوان نیز دائما خود را تمیز می‌کند٬ ماده سفید شیری رنگی از چشمانشان ترشح می‌شود که آن را به موهایشان می‌مالند و خود را تمیز می‌کنند. بعضی وقتها نرها در گروه موهای یکدیگر را تمیز می‌کنند البته این بخاطر رعایت سلسله مراتب قدرت در گروه می‌باشد.

خوکچه هندی مو بلند نوعی خوکچه‌است.

بارداری[ویرایش]

حیوان ماده در طول سال می‌تواند باردار شود اما معمولاً در فصل بهار زایمان می‌کند. معمولا در هر زایمان تا ۵ نوزاد می‌تواند بدنیا بیاورد. دوره آبستنی‌اش نسبت به سایر جوندگان طولانی تر است و از ۵۹ تا ۷۲ روز طول می‌کشد (میانگین ۶۳ تا ۶۸ روز) به علت دوره طولانی بارداری ماده‌ها ممکن است در این دوره بزرگ و بادمجانی شکل بشوند. البته تغییر اندازه در حیوانات مختلف متفاوت است. نوزاد خوکچه با موهایی کاملا رشد کرده به دنیا می‌آید و دارای دندان و پنجه کامل و همچنین بینایی نصفه نیمه هستند. بلافاصله بعد از تولد شروع به حرکت کردن می‌کنند و خیلی زود می‌توانند غذاهای جامد را بخورند. اگرچه به شیر خوردن نیز ادامه می‌دهند. نوزادان ۱ تا ۶ عدد و میانگین ۳ عدد هستند. بزرگترین رکورد زایمان تا کنون ۱۷ نوزاد در یک زایمان بوده‌است. در زایمانهایی که تعداد کمتری بچه بدنیا می‌آید خیلی به دشواری ممکن است بزرگ شدن بچه‌ها به مشکل بر بخورد. اما در زایمانهای با تعداد بچه بیشتر٬ تعداد مرگ و میر نیز بیشتر است. اما چون همه نوزادها در یک مرحله از رشد به دنیا می‌آیند و می‌توانند از چیزهای دیگر هم تغذیه کنند نبود شیر مادر به اندازه کافی اثر زیادی در مرگ و میر نوزادان ندارد.

بچه خوکچه در حالی که ۸ ساعت پیش متولد شده‌است.

نوع نر در ۵ تا ۶ هفتگی بالغ می‌شود و ماده‌ها نیز کمی زودتر در ۴ هفتگی بالغ می‌شوند و می‌توانند زایمان کنند. ماده‌ها می‌توانند ۶ تا ۴۸ ساعت بعد از زایمان دوباره آماده جفت گیری شوند اما اگر جفت گیری کنند زایمان سالمی نخواهند داشت و برای سلامتی خودشان نیز مناسب نیست. مسمومیت حاملگی بسیار در بین این حیوانات رایج است و باعث مرگ خیلی از خوکچه‌های آبستن می‌شود. نشانه‌های این مسمومیت شامل کم تحرکی٬ بی اشتهایی و ترشح بیش از اندازه بزاق دهان است. مسمومیت حاملگی معمولاً در دماهای بالا و گرم رایج است. از دیگر عوارض این مسمومیت می‌شود به ایجاد غده در سینه و همچنین پایین افتادگی رحم اشاره نمود.

تغذیه[ویرایش]

خوکچه دندانهای آسیاب مخصوصی برای خوردن گیاهان دارد که در طول عمرش دائما رشد می‌کنند. بیشتر حیوانات گیاه خوار پستاندار دارای دستگاه گوارشی بزرگی هستند٬ دستگاه گوارشی خوکچه هندی نیز از سایر جونده‌ها بزرگتر است. آنها باید غذایشان را با مدفوع خواری تکمیل کنند و بنابر این مدفوع خودشان را می‌خورند. البته آنها تمام مدفوع خود را مصرف نمی‌کنند و مقداری از آن را دفع می‌کنند. این کار برای آن انجام می‌شود که ویتامین بی و فیبر و باکتریهای لازم برای گوارش را بازیافت کنند. مدفوع مستقما هنگامی که از مقعد دفع می‌شود خورده می‌شود مگر آنکه خوکچه بسیار چاق یا حامله باشد. این عادت خوکچه‌ها با خرگوش مشترک است.

دندانها در طول عمر رشد می‌کنند

خوکچه‌ها تقریبا تمام میوه‌ها و سبزی‌ها را می‌خورند در طبیعت آنها به علوفه خشک مثل یونجه خشک علاقه دارند و این باعث می‌شود تا دندانهایشان زیاد رشد نکند و همچنین یونجه منبع پرتئینی خوبی برای آنهاست. بدن خوکچه‌ها نمی‌تواند ویتامین «ث» را بسازد در نتیجه احتیاج دارد تا غذاهایی که این ویتامین را دارند بخورد مانند گوجه فرنگی اگر این ویتامین به بدنشان نرسد باعث مرگشان می‌شود. این حیوان به روزانه ۱۰ میلی گرم (۲۰ میلی گرم برای حامله‌ها) ویتامین «ث» نیاز داد که می‌تواند آن را از میوه‌ها و سبزی‌هایی مثل کرفس ٬اسفناج ٬هویج ٬ سیب ٬کلم و گوجه بدست بیاورد. خوکچه معمولاً آب مورد نیاز بدن خود را از سبزی‌ها و میوه‌هایی که می‌خورد (مخصوصا کاهو) بدست می‌آورد اما اگر این میوه‌ها به اندازه کافی آب نداشته باشند باید به او آب داد. ناخنهایش نیز در اسارت رشد می‌کند که یا باید کوتاه شوند یا چیزی مثل تنه درخت در جای نگهداری آنها گذاشته شود تا ناخن‌ها ساییده شوند. سلامت تغذیه به وسیله تناسبی از دریافت کلسیم ٬منیزیوم٬فسفر و پتاسیم بدست می‌آید و به مقدار کافی به ویتامین‌های «آ»٬«دی» و «ای» نیاز دارد. رعایت نکردن این رژیم غذایی می‌تواند باعث مشکلات ماهیچه‌ای و دندانی و حتی سختی در زایمان بشود. بعضی منابع اظهار می‌دارند که این حیوانات مستعد گال و سنگ کلیه هستند و کمبودکلسیم می‌تواند باعث بروز این مشکلات در آنها بشود.

خوکچه‌های هندی در حال خوردن سبزی جات

خوکچه هندی در بچگی عادت غذایی خاصی ندارد و هر چه به آن غذا بدهند می‌خورد و باید عادت غذایی آن را تا قبل از به بلوغ رسیدن عوض کرد وگرنه بعد از بالغ شدن عادات غذایش بسیار سخت عوض می‌شوند. پیشنهاد شده‌است یک منبع غذایی دائمی برای خوکچه در نظر گرفته شود که همیشه در دسترسش باشد مثل علف خشک یا سایر غذاها چون این حیوانات به خوردن دائمی عادت دارند و اگر غذا در دسترسشان نباشد موهای خود را میجوند. زیرا دندانهای آنها در طول عمرشان به صورت پیوسته رشد می‌کند و برای اینکه دندانهاشان آنقدر رشد نکند که از دهانشان بیرون بزند باید دائما آنها را بسایند که این مشکل تمام جونده‌ها می‌باشد. تعدادی از گیاهان که برای این حیوان سمی هستند عبارتند ازسرخس٬ سیب زمینی ٬گل آلاله و به طور کلی هر گیاهی که دارای پیاز است و از پیاز می‌روید برای این حیوان سمی دانسته شده.

سلامتی[ویرایش]

خوکچه‌ای مبتلا به کجی گردن

بیماریهایی که خوکچه هندی ممکن است به آنها مبتلا شود عبارتند از٬عفونت تنفسی٬اسهال٬بیماریهایی که به علت کمبود ویتامین سی بروز می‌کنند مانند کم تحرکی٬دمل چرکی که معمولاً در گردن نمایان می‌شود و علت آن علف خشکی است که درون گلو را خراش داده یا به علت زخمی در گردن در بیرون است٬یا عفونت به وسیله شپش یا نوعی کرم ریز یا قارچ.

کچلی به علت کرمهای ریز ممکن است عامل اصلی ریختن موی این حیوان باشد از نشانه‌های این بیماری می‌شود به خاراندن بیش از اندازه بدن٬ رفتار تهاجمی غیر عادی در هنگاملمس شدن (به علت دردی که حیوان می‌کشد) اشاره نمود. همچنین این حیوانات می‌توانند دچار شپش‌هایی شوند که در میان موهایشان راه می‌روند. این شپشها در میان موهای خوکچه تخم می‌گذارند و این تخمها به شکل لکه‌های سفید و سیاه چسبیده به موها دیده می‌شوند که بعضی وقتها این لکه‌ها شپش‌هایی هستند که ساکن هستند و حرکت نمی‌کنند. یک علت دیگر کچلی می‌تواند تغییرات هورمونی باشد که نیاز به مراجعه به دامپزشک دارد.

غذای تهیه شده از گوشت خوکچه در پرو

یکی دیگر از خطرات برای خوکچه علف خشکی است که در زیر قفس این حیوان ریخته می‌شود که ممکن در چشم این حیوان برود و بر اثر پلک زدنهای مداوم و سریع او باعث خراشیدگی قرنیه وی بشود که باعث عفونت چشم این حیوان خواهد شد و باید به دامپزشک مراجعه نمود. همچنین گرد و خاک و علف خشک موجود در کف قفس این حیوان باعث عطسه کردن وی نیز می‌شود٬ اما اگر در فواصل معینی خوکچه عطسه کرد ممکن است به خاطر ذات الریه وی باشد. ذات الریه می‌تواند به خاطر سرما و یا خیس شدن و همراه با کج شدن گردن باشد و مرگ بار است.

برای اینکه بدن خوکچه هندی قوی تر باشد٬بدنش متراکم است تا بتواند راحت تر گرما و سرمای زیاد را تحمل کند. دمای بدنش بین ۳۸٫۵ تا ۴۰ درجه‌است و دمای ایده آل اطرافش مانند همان دمای مناسب برای انسان است (۱۸تا۲۴ درجه سانتی گراد). دمای هوای بیش از ۳۲ درجه برای خوکچه‌ها مخصوصا خوکچه حامله زیاد بوده و مرگبار است. جایی که خیلی پر رفت و آمد است برای خوکچه‌ها خوب نیست زیرا باعث ترسشان می‌شود و رطوبت محل زندگیشان نباید از۳۰٪تا۷۰٪ فراتر برود. آکواریوم محل خوبی برای نگهداری از آنان نیست زیرا رطوبت زیادی دارد. ویژگی‌های خوکچه هندی:

1- امکان برقراری ارتباط کامل با انسانها

2- بسیار رام و دوست داشتنی بدون نیاز به آموزش اولیه

3- شرطی شدن و یاد گیری آموزش‌های ساده

4- تنوع رنگی بسیار بالا

5- تنوع غذایی گسترده

6- نگهداری بسیار آسان و مناسب زندگی آپارتمان نشینی

7- جزء قدیمی‌ترین حیوانات خانگی


امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0
بازدید : 90
  • نویسنده : amirhossein
  • چهارشنبه 02 مرداد 1392
  • لینک ثابت
  • نظرات ()
  • راسو

     

     
     
    راسو
    وضعیت بقا
    طبقه‌بندی علمی
    فرمانرو: جانوران
    شاخه: طنابداران
    رده: پستانداران
    راسته: گوشت‌خواران
    تیره: راسوییان
    زیرخانواده: راسویی
    سرده:

    راسو

    لینه، ۱۷۵۸

    http://vahsh.rozblog.com/

    راسو (Mustela nivalis) یکی از انواع پستانداران و کوچکترین عضو راسته زیستی گوشتخوارسانان است که بومی اوراسیا، آمریکای شمالی و شمال آفریقا به شمار می‌رود.

    راسو جانوری شکارگر است و از جوندگانی مانند موش و گاهی خرگوش و خزندگانی مانند مار و مارمولک و پرندگان و تخم آن‌ها و نیز حشراتی مانند سوسک، ملخ و جیرجیرک تغذیه می‌کند.[۲]

    از آنجا که راسو معمولاً در نزدیکی مراکز انسانی، مانند روستاها و مزارع زندگی می‌کند ممکن است پرندگان خانگی مانند مرغ و خروس را نیز شکار کند. راسوها با گاز گرفتن زیر جمجمه طعمه، آن را می‌کشند.[۳] این جانور معمولاً در طول روز فعال است، زیرا با اینکه بیشتر با حس بویایی خود شکار می‌کند، حس بینایی و شنوایی خوبی هم دارد.[۳] راسو قابلیت دست‌آموز شدن دارد.

    این جانور در بیشتر سرزمین‌های جهان به جز قطب جنوب و استرالیا و برخی جزایر اقیانوسیه وجود دارد و در بسیاری از نقاط ایران از شمال تا جنوب زندگی می‌کند. در برخی نقاط جنوب ایران آن را «موش خرما» می‌نامند.

    برای تولید مثل، جفت‌گيري در تمام ماه‌هاي گرم سال انجام مي‌گيرد. مدت نزديكي كوتاه است و چندين بار تكرار مي‌شود. در حين جفت‌گيري، نر پشت گردن ماده را با دندان مي‌گيرد و او را با دست‌ها نگه مي‌دارد. مدت آبستني حدود 35 روز است و سه تا 10 بچه مي‌زايد. تعداد دفعات زايمان دو بار در سال است (تأخير رشد سلول تخم در اين حيوان وجود ندارد). بچه‌ها در سه هفتگي چشم باز ميكنند. تا سه ماهگي وابسته به مادر هستند و در يك سالگي بالغ مي‌شوند. در حالت وحشي عمر كمي دارند ولي در اسارت تا 10 سال زندگي ميكنند

    برگرفته از :ویکی پدیا +اختصاصیهhttp://vahsh.rozblog.com/


    امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0
    بازدید : 62
  • نویسنده : amirhossein
  • یکشنبه 30 تير 1392
  • لینک ثابت
  • نظرات ()
  • راکون

    راكون

    نام علمی : Procyon lotor

    نام انگلیسی:  Raccoon  

    نام فارسی: راكون

     

     

    پراکندگی

    مشخصات: موها بلند و انبوه به رنگ خاكستري متمايل به سياه، يك ماسك مشخص در اطراف چشم‌ها وجود دارد. دم داراي پنج تا هفت حلقه است. دست و پا پنج ناخن خميده دارند كه قابل جمع شدن نمي‌باشند. رد پاها شباهت زيادي به رد پاي انسان دارد.

    اندازه‌ها: طول سر و تنه 60 تا 96 سانتي‌متر، دم 20 تا 40 سانتي‌متر، وزن 7 تا 20 كيلوگرم.

    زيستگاه: در ايران مناطق خزري، بوته‌زارهاي نزديك آب. در ساير كشورها در زيستگاه‌هاي مختلف و نزديك مناطق مسكوني.

     

    پراكندگي: در ايران راكون براي اولين بار در ايران توسط مؤلف و با همكاري آقايان اسماعيل مقيدي، محيط بان شكرگزار و احمد برومند در منطقه تالش گيلان در سال 1375 شناسايي شد. به نظر مي‌رسد اين حيوان از جمهوري آذربايجان وارد ايران شده است (راكون بومي آمريكا است ولي براي تكثير و استفاده از پوست باارزش آن به ساير نقاط دنيا انتقال يافته است). تاكنون راكون در محدوده شهرستان‌هاي آستارا، هشتپر و اسالم در استان گيلان مشاهده شده است. ولي گزارش‌هاي تأييد نشده‌اي مبني بر وجود آن در منطقه چمستان و ساري در استان مازندران وجود دارد.

    پراكنش جهاني:‌ جنوب كانادا، ايالات متحده، پاناما و مكزيك، اين حيوان در كشورهاي استراليا، جمهوري آذربايجان، ازبكستان، روسيه و چندين كشور اروپايي رهاسازي شده است.

     

    عادات: شبگرد است، از اوايل غروب شروع به فعاليت مي‌كند. به صورت انفرادي و يا گروهي مشاهده مي‌شود. لانه معمولاً در سوراخ و يا كندة درختان، شكاف سنگ‌ها و حتي اماكن مسكوني ايجاد مي‌شود. به جز در ايام سرد زمستان و يا زماني كه بچه‌ها تازه متولد شده‌اند، بيشتر از يكي دو روز در لانه نمي‌ماند. در فصل زمستان در مناطق سردسير مانند خرس‌ها به خواب فرو مي‌رود ولي در ضربان قلب و درجه حرارت بدن تغيير چنداني مشاهده نمي‌شود. در اين فصل آنها از ذخاير چربي بدن استفاده مي‌كنند گاهي حدود 50 درصد از وزن خود را از دست مي‌دهند. حس بينايي، بويايي و لامسه بسيار قوي است، حس لامسه به خصوص در انگشتان دست و پوزه تمركز يافته است. راكون به خوبي شنا مي‌كند و از درختان بالا مي‌رود. دست‌ها به همان مهارت ميمون‌ها مورد استفاده قرار مي‌گيرد.

     

    غذا: همه چيزخوار است از ميوه‌هايي نظير تمشك، انجير، ميوه بلوط و مواد حيواني نظير تخم و جوجه پرندگان، ماهي، قورباغه تغذيه مي‌كند. در منطقه تالش تعداد پنج راكون روي يك درخت انجير مشاهده شد. همچنين در مناطقي مانند لوندويل و اسالم تعدادي از آنها در اطراف محل تجمع زباله‌ها و مرغداري‌ها مشاهده گرديدند. معمولاً غذا را با دست به دهان مي‌گذارد. گاهي اوقات و به خصوص در حالت اسارت، غذا را در آب مي‌شويد و سپس مي‌خورد.

     

    توليدمثل: از زمان جفت‌گيري آنها در ايران اطلاعاتي در دست نيست. دوران آبستني حدود 63 روز است. يك تا هفت و معمولاً سه تا چهار بچه مي‌زايد در سه هفتگي چشم‌ها باز مي‌شوند حدود چهار ماه شير مي‌خورند و در يك سالگي به سن بلوغ مي‌رسند طول عمر در طبيعت حدود پنج سال و در اسارت به 20 سال مي‌رسد.

     

    وضعيت فعلي: به علت همه چيز خوار بودن، شبگرد بودن، زمستان خوابي و نداشتن دشمنان طبيعي به خوبي با شرايط زيستگاه خزري سازش يافته و جمعيت آن رو به افزايش گذاشته است. حتي در مناطقي مانند آستارا به مزارع ذرت و در هشتپر به ميوه‌هايي مانند انجير آسيب مي‌رساند. چنانچه وضع به همين منوال ادامه يابد مي‌تواند به عنوان آفتي جدي براي درختان جنگلي، مزارع و باغات و همچنين تخم جوجه پرندگان تبديل شود. از طرف ديگر راكون‌ها به بيماري هاري بسيار حساس‌اند كه با توجه به حضور آنها در اطراف روستاها مي‌تواند به صورت خطري جدي مطرح گردند.

    جالب است بدانید که

    1- راکون نام خود را از یک واژه بومی آمریکایی به معنای «ناخن کشیدن» گرفته است.

    2- هفت گونه راکون وجود دارد.

    3- راکون‌های وحشی حدود پنج سال عمر می‌کنند.

     


    امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 5
    بازدید : 72
  • نویسنده : amirhossein
  • جمعه 21 تير 1392
  • لینک ثابت
  • نظرات ()
  • معذرت...

    سلام 

    چند روز سرعت اینترنتم خرب شده نمی تونم مطلب بذارم

    معذرت میخوام تا چند روز دیگه دوباهر فعالیتم رو شروع می کنم و چت روم و انجمن رو هم تا هفته دیگه باز می کنیم


    امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 5
    بازدید : 40
  • نویسنده : amirhossein
  • سه شنبه 18 تير 1392
  • لینک ثابت
  • نظرات ()
  • حیات وحش ماداگاسکار

    ماداگاسکار در نزدیکی ساحل شرقی جنوب آفریقا در اقیانوس هند قرار دارد. به عنوان چهارمین جزیره بزرگ دنیا٬ این جزیره کمی بزرگتر از فرانسه اما کمی کوچکتر از تگزاس است.
    در حدود ۱۵۰ میلیون سال پیش ماداگاسکار از آفریقا جدا شده است. به همین دلیل بیشتر گیاهان و جانوران موجود در این جزیره در هیچ کجای دیگر دنیا یافت نمیشود.
    به دلیل دور افتاده بودن این جزیره٬ تا حدود ۲۰۰۰ سال پیش ماداگاسکار خالی از سکنه بود. مالاگاسی ها٬ مردم بومی جزیره از نسل اندونزی هایی هستند که با گذشتن از اقیانوس هند به این جزیره آمدند. عربها و آفریقایی ها بعدها به جزیره آمدند و تآثیر زیادی بر فرهنگ منحصر به فرد جزیره گذاشتند.
    بعد از دوره حضور دزدان دریایی در ساحل شرقی٬ در اواخر قرن نوزدهم ماداگاسکار توسط فرانسه اشغال و مستعمره آن کشور شد. در سال ۱۹۶۰ ماداگاسکار استقلال خود را به دست آورد و امروزه به عنوان یک کشور دموکراتیک شناخته میشود.

     

    اگر مایل بودید فیلم ها را ببینید  روی این لینک ها کلیک کنید تا فیلم توی یه صفحه جدید باز شه

    حیات وحش مادا گاسکار    

    حیات وحش ماداگاسکار2 

     

     

     

     

     

     

     


    امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 10
    بازدید : 61
  • نویسنده : amirhossein
  • یکشنبه 16 تير 1392
  • لینک ثابت
  • نظرات ()
  • نبر ببر سفید با دوشیر

    سلام

    حتما این فیلم رو ببینید

    واقعا جالبه 

    فقط30ثانیه هست ولی خیل جالبه منتظر نظرات شما هستم

    کلیک کنید


    امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 20
    بازدید : 53
  • نویسنده : amirhossein
  • شنبه 15 تير 1392
  • لینک ثابت
  • نظرات ()
  • عقاب

    http://vahsh.rozblog.com/

    عقاب یکی از بزرگ‌ترین و نیرومندترین پرندگان جهان است. عقابها منظری مغرور و ترسناک و قدرت شکارگری بسیار دارند. برخی از عقابها حین پرواز شکار خود را صید می‌کنند. عقاب طلائی را گاه سلطان پرندگان گفته‌اند. عقابها سخت از خطر، مخصوصاً انسان گریزان هستند وبندرت به آدمی حمله می‌کنند. عقاب توانائی بلند کردن یک آدم کوچک اندام را دارد.

    عقاب معمولاً از ۷۶ تا ۸۹ سانتی متر از نوک منقار تا انتهای دم طول، و از ۳ تا ۶ کیلوگرمجرم و بال‌هایش حدود دو متر بلندی دارد.

    مشخصات

    سر عقاب بزرگ و پوشیده از پر است. چشمانی درشت دارد که هریک از آن‌ها در یک طرف سرش قرار دارد. از قدرت بینائی فراوان بهره‌مند می‌باشد. عقاب‌ها می‌توانند از فراز آسمانها شکار خود را ببینند واز نقاط بلند همچون صاعقه بر سر شکار نگون بخت فرود آیند. منقار نیرومند وتندی دارند. منقار عقاب طلائی به پنج سانتی متر می‌رسد. برخی از عقابها منقاری بزرگ‌تر دارند.

    رنگ و بال و طول و شکل عقابها از منطقه تا منطقهٔ دیگر اختلاف دارد به طوری‌که در عقابهای آسیائی و اوروپائی وآمریکائی تفاوت آن نمایان است. عقابها پاهایی نیرومند و به رنگ زرد و روشن دارند. عقابها برای درهم شکستن شکار خود از منقار و چنگال پاهای خود استفاده می‌کنند. پاهای عقاب طلائی پوشیده از پر (ریش) است، اما قسمت پائین پاها بدون پر می‌باشد.

    محل زندگی

    عقابها در علفزار و جنگل‌های زمین‌های پست و بر فراز کوه‌های بلند و ناهموار و در نقاط دوردست و تقریباً دست نخورده توسط انسان زندگی می‌کنند.

    با پرها و بالهای بلند، عقاب می‌تواند به آسانی پرواز وشکار خود را از زمین بلند کند. عقاب گاه، با بالهای خود به شکار ضربه می‌زند. اما نمی‌تواند با بال‌هایش بجنگد. عقاب هنگام جنگ از منقار و پاهای نیرومند خود استفاده می‌کند، بیشتر عقابها قهوه‌ای رنگ و یا سیاه رنگ هستند. جوجه عقابها تا سن بلوغ خود که چهار سال طول می کشد پر و بال کامل ندارند.

    سّن عقاب

    عقابها معمولاً از ۲۵ تا ۳۵ سال تقریباً عمر می‌کنند، البته گاه تا ۴۵ سال و حتی بیشتر هم عمر کرده‌اند. قلمرو عقاب از پنجاه تا ۱۷۰ کیلومتر مربع پیش بینی کرده‌اند. آشیانه عقاب‌ها بیشتر بر فراز بلندی‌ها، بالای درختان بلند و شکاف صخره‌ها و کوه‌های مرتفع و پرتگاه‌ها می‌باشد.

    نماد عقاب در ملل مختلف

    • یکی از سمبل های ملی ایالات متحده امریکا که در لوگوی وزارت خانه های مختلف آن نیز دیده میشوند.
    • روی کت نیروهای نظامی آلبانی یک عقاب سیاه دو سر وجود دارد.
    • بر روی لباس نظامی نیروهای ارمنستان یک عقاب و شیر طلایی وجود دارد.
    • روی لباس نظامی نیروهای اتریش یک عقاب سیاه وجود دارد.
    • روی کت نیروهای نظامی مصر یک عقاب طلایی که به سمت چپ نگاه می‌کند وجود دارد.
    • همچنین روی لباس فرم نظامی بسیاری از کشورها از جمله مکزیک، اردن، عراق، اندونزی، نیجریه، نیروی هوایی پاکستان، فیلیپین، پاناما، روسیه، رومانی، صربستان، سوریه نیز عقاب وجود دارد.
    • عقاب دوسر نماد امپراتوری بیزانس بود.
    • پرچم سلطنتی هخامنشیان منقش به عقاب بود

     

    تصاویر

     

     

     

     

     

     

     

     

     


    امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0
    بازدید : 57
  • نویسنده : amirhossein
  • شنبه 15 تير 1392
  • لینک ثابت
  • نظرات ()
  • روباه شنی

    روباه‌ها نيز در لانه‌هايی كه حفر می‌كنند، زندگی می‌كنند. در مناطق کویری می‌توان روباه‌های شنی را به فراوانی مشاهده كرد. دليل آن، وجود شرايط زيست محيطی مناسب در منطقه برای آنهاست. شرايطی مانند آب و هوای مناسب و گرمسيری، دارا بودن دشت‌ها، شنزارها برای استتار و پوشش مناسب، و وجود شكارها و غذاهای فراوان، از مهمترين اين شرايط هستند. به گونه‌ای كه در يك تپه لانه‌ای با 9 روباه يافت شد. روباه‌ها بسيار زيرك هستند. لانه‌های آنها به طور معمول چند دهانه دارد. كاربرد اين دهانه‌ها برای در اختيار داشتن چند مسير فرار، برای گريز از دست دشمنان است. معمولا در اطراف لانه، دالان‌های ديگری نيز حفر می‌كنند تا در هنگام احساس خطر بتوانند در اين دالان‌ها مخفی بشوند. اين دالان‌ها نيز ممكن است در سمت ديگر دهليز راه خروجی برای فرار داشته باشند.


    روباه - سعید قمریان
    روباه هابه رنگهای گوناگونی از سرخ پریده تا طلائی تا قهوه‌ای شدید می‌‌باشد. برخی از روباهان موی سیاه خالص دارند. روباه سرخ ممکن است آنرا روباه نقره‌ای گفت. خطوط پوشش سرخ با خطوط سیاه روی پشت وشانه اش داردو به هرصورت روباه را از پشت گوش های سیاه و سر دم سفید میتوان تشخیص داد. شکارچیان گاهی روباهان را برای پوست پرمو ونرمشان بدام می‌‌اندازند. ودر بعضی نقاط دنیاگوشتش را نیز می‌‌خورند. روباه خاکستری تقریبا درمیان صخرها وبرگهای سایه دار جنگلها ظاهر می‌شود. یا به رنگ محیط‌ها ونواحی دیگر در می‌‌آید. روباهائی که در بیابانها بسر می‌‌برند موهای پاهایش حرکت را برای روباه آسان می‌‌کند. گوشهای روباه بیابانی خیلی بزرگ است تا صداهای خفیف شکارچیان یا دشمن خودرا میان شن‌ها بشنود. روباه سرخ در جنگلها وکشتزارها زندگی می‌‌کند. جنگلها جای خوب وامنی برای لانه سازی روباها است. در کشتزارها، روباهان خرگوش، موش، وپرندگان را شکار می‌‌کند. روباه نیز در بعضی اوقات به مرغ‌های خانه‌ای برای جوجه وتخم می‌‌تازد. در تابستان در بعضی اوقات به مزارع نیز حمله می‌‌کند. گوجه وآلو نیز می‌‌خورند. بیشتر روباهان به تنهائی شکار و با یک دیگر هنگام پرورش توله‌های خود زندگی می‌‌کنند. اما برخی از روباهان بصورت گله‌ای وگروهی در طول سال زندگی می‌‌نمایند. هرچند برخی از روباهان برای خود زمین را برای لانه خود می‌‌کنند. روباهان دیگر ممکن است از لانه‌های آماده جانوران دیگر سود جویند یا ممکن است زیر بوته‌ها یا در شکاف درخت ‌های کهن سال بسر ببرند. روباهان بیابانی شبکه هائی از تونل‌ها زیر شن‌ها می‌‌کنند. لانه آنها حتی در گرمترین هوا خنک باقی می‌‌ماند. سالی یک بار روباه ماده دو تا دوازده توله می‌‌ زاید. مادر از توله در حدود دوماه پرستاری می‌‌کند. پدر نیز کمک به نگهداری توله‌ها می‌‌نماید. در حالیکه توله‌ها هنوز خیلی کوچک هستند روباه نر لانه را ترک می‌‌گوید وشکار را برای مادر به لانه می‌‌آورد. کمی بعد پدر ومادر هردو برای تغذیه توله‌ها به شکار می‌‌روند. توله‌های روباه بازیگوش هستند. توله‌ای روی توله دیگر می‌‌پرد وبازی‌های شیطنت آمیز می‌‌کنند. برای تمرین شکار نیز پدر ومادر شکار هائی به لانه می‌‌آورند. چون توله روباه شش ماهه شد لانه را برای جستجوی خوراک ترک می‌‌گویند.

    این روباه در این قسمت از ایران موجود می باشد

     

     

     

     

     

    تصاویر

     

     

     


    امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0
    بازدید : 79
  • نویسنده : amirhossein
  • جمعه 14 تير 1392
  • لینک ثابت
  • نظرات ()
  • سیاه گوش ایرانی

    سیاه گوش از گونه گربه سانان است که ظاهری زیبا دارد. دارای پاهای بلند، دم کوتاه و پشمالو با موهای بلند ریش مانند است.

    این حیوان در انتهای بیرونی گوش‌های خود به طول چهار سانتیمتر موهای بلند مشکی دارد و به همین دلیل به سیاه گوش شهرت یافته است.

    سیاه گوش حیوانی پستاندار است که در هر زایمان سه تا چهار توله به دنیا می‌آورد و فصل جفتگیری آن اوایل زمستان بوده و دوران حاملگی‌اش 70 روز به طول می‌انجامد.

    طول عمر این حیوان معمولا 21 سال است و از جوندگان و حیوانات کوچک محیط تغذیه می‌کند به همین دلیل از نظر کنترل جمعیت حیوانات و هرم انرژی برای اکوسیستم ارزش زیادی دارد.

    این حیوان می‌تواند مسافتی به طول یکصد کیلومتر را بدود، طعمه خود را شکار می‌کند و در شب‌ها چشمان این حیوان درخشندگی زیبایی دارد.

    پراکندگی سیاه گوش در ایران به صورت کاملا محدود در ارتفاعات البرز و استان‌های آذربایجان شرقی و آذربایجان غربی است. نسل سیاه گوش در معرض انقراض است.


    امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0
    بازدید : 71
  • نویسنده : amirhossein
  • جمعه 14 تير 1392
  • لینک ثابت
  • نظرات ()
  • ببر مازندران

    ببر مازندران (Panthra tigris virgata) یا ببر هیرکانی، که در برخی نقاط به آن ببر کاسپین می گویند[۱]، (به مازندرانی: سِرخِ شیریا مازرون ِببر) یکی از زیرگونه‌های ببر بوده است که در ناحیه گسترده‌ای از غرب چین تا سواحل دریای سیاه می‌زیسته‌است. جنگل‌های هیرکانی، قفقاز، ترکمنستان، ازبکستان، تاجیکستان، قزاقستان، قرقیزستان و غرب چین مسکن این گونه از ببر بوده‌است که حدود نیم قرن پیش منقرض شده‌است.[۲]

    در نمایش‌های معروف روم باستان، از ببر هیرکانی برای جنگ با پهلوانان استفاده می‌شد. تا حدود قرن هفدهم، آشنایی بیشتر دنیای غرب با همین ببر هیرکانی بوده‌است و چندان اطلاعاتی درباره‌ی ببرهای هندوستان نداشته‌اند و شاید به همین علت است که شکسپیر در داستان مکبث از ببر مازندران سخن می‌گوید.

    آخرین ببر کاسپین در گلستان دیده شد که افراد محلی به مازندرانی به آن «شیر سرخ» می‌گفتند که در سال ۱۳۳۸ در جنگل‌های گلستان، در منطقه مینودشت، به دست تعدادی شکارچی محلی شکار شد.

    از ببر کاسپین تنها یک نقاشی رنگی و چند عکس و چند پوست به جا مانده‌است. عکس‌ها و پوست‌ها نشان می‌دهند که رنگ ببر کاسپین از ببر بنگال روشن‌تر، و تااندازه‌ای نارنجی مایل به قرمز و نوارهای عرضی آن باریک‌تر و منظم‌تر و به تعداد بیشتر بوده‌است. موهای بدن ببر کاسپین بلندتر و پُرپُشت تر از ببر بنگال و کوتاه‌تر از ببر سیبری و جثه آن بزرگ‌تر از ببر بنگال و کوچک‌تر از ببر سیبری بوده‌است.

    ببر کاسپین، مرال، گراز، شوکا، خرگوش ، پرندگان ، خزندگان ، گربه وحشی و هنگام گرسنگی و کمبود غذا، گاو و گاومیش اهلی شکار می‌کرده.

    شکار بی رویه، خشک کردن نیزارها و مرداب ها برای کشاورزی، باغداری و خانه سازی، و از میان رفتن جنگل های جلگه ای سبب نابودی نسل ببر در ایران شده‌است

    ببر کاسپین بسیار نزدیک به ببر سیبری بوده و این دو تیره، تنها حدود ده هزار سال است که از هم جدا شده‌اند. بررسی دی‌ان‌آ بقایای یافته شده از ببر کاسپین و مقایسه آن با ببر سیبری، نشان می‌دهد این دو تیره تنها در یک نوکلئوتید تفاوت دارند و هر دو از یک زیرگونه بوده‌اند. همین امر احتمال بازگشت ببر کاسپین به چرخه طبیعت را قوت بخشیده‌است.[۳]



    تلاش ناموفق برای احیا

    تصویر رنگی شده از یک نمونه در اسارت، باغ‌وحش برلین، ۱۸۹۹

    سازمان حفاظت محیط زیست در ۳۰ فروردین ۱۳۸۹ اعلام کرد که ایران و روسیه ، یک قلاده ببر کاسپین را با یک قلاده پلنگ ایرانی مبادله می‌کنند و قرار است طرح احیای ببر کاسپین به مدت پنج سال بر عهدهٔ روس‌ها باشد.[۴]

    در واکنش به این ادعا، جانورشناسان بسیاری مدعی شدند که ببر وارد شده، ببر سیبری است و نه ببر کاسپین. [۵] آنان معتقد بودند که زیستگاه مناسب ببر سیبری نه در مازندران که نه در گلستان وجود ندارد.[۶]

    آنها همچنین مبادله پلنگ ایرانی و ببر سیبری را مرتبط با فعالیت‌های زیست محیطی ندانسته و تنها یک عمل تبلیغاتی و دیپلماتیکی دانستند. ایران هیچ‌وقت ببر سیبری نداشته و ببر کاسپین، بومی ایران است که منقرض شده .[۷]

    این ببرها که قرار بود در زیستگاه طبیعی شان رها شوند، به دلیل آماده نبودن شرایط تحویل باغ وحش تهران در پارک ارم نگهداری شدند.

    نُه ماه بعد در دهم دی ماه یکی از ببرها در باغ وحش تلف شد و دیگری به شدت بیمار است. علت بیماری تنفسی آنها خوردن گوشت خر ، ایدز ویژه جانوران و مشمشه[۸] (بیماری ای که به دلیل عدم رعایت بهداشت به وجود می آید) ذکر شده است و آلودگی هوا نیز در تشدید بیماری آنها موثر بوده است.[۹]

    مشخصات

    رنگ پشت زرد متمایل به نارنجی و زیر بدن سفید است. نوارهای قهوه‌ای باریکی در تمام سطح بدن دیده می‌شود. پشت گوش‌ها سیاه است و لکه سفیدی در وسط آن وجود دارد. ببر خزر شباهت زیادی به ببر بنگال داشت ولی نوارها به پهنی آن نیست و رنگ پهلوها نیز قهوه‌ای تر است. موهای بدن در فصل زمستان رشد زیادی دارد و موهای صورت مانند ببر سوماترا بلند است.قادر است 10 متر به صورت افقی بپرد. برخلاف اغلب گربه سانان به آب تنی علاقه زیادی دارد. گاهی اوقات ساعات گرم روز را در آب می‌گذراند. او قادر است ده‌ها کیلومتر در آب شنا کند

    متاسانه این ببر منقرض شده   پس بیاید تا از حیات وحش کشورمان درست نگهداری کنیم تا در برای کشور های دیگر الگو باشیم نه درس عبرت

    باتشکر

    امیرحسین سمعه

     


    امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 5
    بازدید : 76
  • نویسنده : amirhossein
  • جمعه 14 تير 1392
  • لینک ثابت
  • نظرات ()

  • Redesigned By : Ghaleb-Weblog.ir